
سردردم و با وجود تاخیری که داشتم دکتر هنوز نیومده؛ قراره بعد از چهل و سه نفر دیگه نوبتم بشه.
ژلوفن خوردم که بتونم کتاب بخونم و از این فضا جدا باشم وگرنه ممکنه بین این همه آدمِ کلافهی منتظر(که انگار همهشون با هم دوستن انقدررر که حرف میزنن باهم!) خفه شم.

