سایهات را نمیبینی چون پشت سرت ایستاده است. اما هر بار که از کسی متنفر میشوی، نوری میافتد روی صورت خودت.
نور بیوفته روو صورتمون بعد جملهی اول چی میشه؟

اگر نوری به صورتت بتابد، سایهات را در مقابل خود خواهی دید — نه پشت سر، بلکه پیش رویت. این لحظهای است که آنچه را از خود پنهان کردهای، ناگهان در دیگری میبینی و از آن متنفر میشوی. پس شاید جملهی دوم، ادامهی ناگزیر جملهی اول باشد: نور آگاهی بر صورت، سایه را به جلوی پایت میاندازد.