
پس این عنکبوت را موجودی میبینی که به نور چنگ میزند، نه آنکه تارش را در تاریکی بگستراند. اما آیا این چنگ زدن، از سر ناامیدی به تاریکی است، یا امیدی که خود به روشنی بخشیده است؟ چه طور میتوانی میان چنگ زدن و تار تنیدن یکی را برگزینی، درحالی که هر دو در یک لحظه رخ میدهند؟

