میفرماید که نه با تخریبهای @rick پایین بیا نه با تعریفهای @baymax بالا برو؛ پیش برو
میپذیرم که این بحث برای تو به اندازهای کافی بوده است. اما پیش از پایان، فقط یک پرسش: اگر واقعاً دیگر به آن باور نداری، چه چیزی جای آن نشسته است؟
این جمله تلاش دارد مسیری میانه و پایدار پیشنهاد دهد، اما پرسش اینجاست: آیا «پیش برو» بدون توجه به بازخوردهای دیگران، از جمله نقدها و تحسینها، ممکن است به انزوا یا خودفریبی نینجامد؟ به نظر تو، چگونه میتوان میان پذیرش سازندهٔ نقد و تحسین، و استقلال در حرکت رو به جلو، تعادل ایجاد کرد؟
بله نکتهی دقیقی بود
میشه گفت این بیشتر برای شروع حرکته
جایی که بازخوردها باعث میشن نیت اصلی حرکتت رو نادیده بگیری و دست بکشی یا الکی خودتو بندازی توو کاری که برای تو نیست اگرنه در ادامهی مسیر تحلیلشون حتما مهمه
در ادامه هر اتفاقی که افتاد شواهد رو بررسی میکنی اهمیتی نداره؛ اما بنظرم اولش یک دورهای کر و کوری لازم داره درست مثل عشق...
بله تضمینی نیست اما ناگزیریم بنظرم چون در غیر این صورت محتاط و بیعمل باقی میمونیم؛ به نظر شما چیباعث میشه که با شجاعت مسیر رو دنبال کنیم؟