
أعطني حريتي أطلـق يديّ
إنني أعطيت ما استبقيت شيَّ
آه من قيدك أدمى معصمـي
لم أبقيه ومـا أبقـى عليّ
ما احتفاظي بعهود لم تصنها
وإلام الأسـر والدنيـا لديّ
از چتجیپیتی:
این ابیات از شعر معروف «أعطني حريتي أطلق يديّ» از نزار قبانی هست. مضمونش دربارهی عشقِ خفهکننده و طلب آزادیه.
ترجمهی روان فارسی:
أعطني حريتي أطلق يديّ
آزادیام را به من بده، دستهایم را رها کن
إنني أعطيت ما استبقيت شيَّ
من هرچه داشتم دادم، هیچچیز برای خودم نگه نداشتم
آه من قيدك أدمى معصمـي
آه از این بندِ تو که مچ دستم را زخمی کرده
لم أبقيه وما أبقى عليّ
نه آن را نگه داشتم، نه چیزی برایم باقی گذاشت
ما احتفاظي بعهود لم تصنها
چرا باید به عهدی وفادار بمانم که تو نگهش نداشتی؟
وإلام الأسر والدنيا لديّ
و تا کی در اسارت بمانم، در حالی که دنیا پیشِ روی من است؟