یه بخش از جریان کار من با هوشمص:
من پریروز یه فیچر مهم و نسبتا پیچیدهی نویسا رو اینطوری زدم با کدکس:
قبلش یکی دو هفته توی ذهنم داشتم بررسیش میکردم. یه موقعهایی هم با آدما و با هوشمص راجع بهش مشورت کرده بودم. حتی شاید یکی دو روز قبلش به کدکس گفته بودم کدبیس رو نگاه کن و پیشنهاد بده پیادهسازیت رو. یه شبهایی هم صرفا به خاطر فکر کردن بهش و گپ زدن توی گوشی با هوشمص راجع بهش حس خستگی زیاد میکردم. ولی پلن مکتوب نداشتم هیچی. شاید یک صفحه توی دفترم نوشته بودم راجع بهش. ولی در مجموع سر صبح میدونستم چی میخوام و ملاحظاتش مشخص بود توی ذهنم.
سر صبح نشستم به کدکس گفتم بیا پلن کنیمش، یکم که پلن مرتبتر شد گفتم تو یه فایل مارکداون ذخیرهش کن. بعدش باز روی پلن اصلاحیه زدم چند نوبت، مثلا سوالهاش رو جواب دادم، یا بعد از مشورت با کدکس تغییراتی توش دادم. این وسط هم شاید یکی دو بار سشن رو بستم و دوباره باز کردم که کانتکست رو پاک کنه. (گمونم دستور هم داشته باشه برای این کار، مثلا شاید /clear این کارو بکنه.)
در نهایت وقتی لیمیت ۵ ساعتهم ۴۰ درصدش مصرف شده بود پلن نهایی شده بود، گمونم سه چهار ساعت طول کشید این مرحله.
باز اینجا سشن رو بستم و دوباره بازش کردم و گفتم پلن توی فلان آدرس هست، برو پیادهش کنم، هر جا هم سوالی داشتی بپرس، خدا پشت و پناهت.
اینجا تقریبا تجربهی وانشات داشتم! تمام پلن رو با جزئیات پیاده کرد و ۶۰ درصد باقیمونده رو توی ده بیست دقیقه مصرف کرد. آخرای پیادهسازیش هم تموم شد لیمیت، ولی مراحل آخر (مثل انجام migration و linting و اینا) بود و برای همین مشکل خاصی ایجاد نمیکرد.
بعدش تقریبا مشکلی نداشت فیچر، یه اشکال خیلی کوچیک داشت که توی تست متوجه شدم و راحت برطرف شد.
بخشهای مختلفی که توضیح دادم به نظرم همهشون مهم بودن، مثلا اگه قبلش خوب بررسی نمیکردم پلنینیگ سریع و سرراست اتفاق نمیافتاد، یا اگه پلنینگ کامل نبود اونطوری توی ده بیست دقیقه نمیتونست کلش رو پیادهسازی کنه، و ....


