یه سکانس از «Better Call Saul» هست که مرزِ تبدیل «جیمی مک‌گیل» به «سال گودمن» رو نشون می‌ده؛

همون لحظه‌ای که یه وکیل دلسوز، داره تبدیل می‌شه به یه شیادِ تمام‌عیار و حتی خودش هم این دگردیسی رو می‌فهمه.

من از یه جایی به بعد، انگار همون سکانسم...

زندگی‌م شده بندبازی روی یه طنابِ باریک، بین عشق و نفرت، بخشش و انتقام، شرافت و شیطنت، خلاقیت و توطئه.

هنوز نمی‌دونم کِی و کجا کدوم طرفِ ماجرا مسیر زندگیم رو برای همیشه به دست می‌گیره،

اما اینو می‌دونم که منِ خاکستری همیشه تلاشم رو کردم سیاه نشم؛

و این، فارغ از هر نتیجه‌ای، می‌تونه آرام‌بخش باشه!

0
5 لایک0 بازنشر0 نقل‌قول