بازگشت به نوشته

نقل‌قول‌ها

الان در شرایطی باید بریم خوابگاه که از نظر روانی اصلا آدم نرمالی نیستم ، جنگ برای من فشار روانی زیادی داشت ، یه مقدار جمع گریز بودم قبلا ، منتها این سه ماه به قدری شدید شد که ترجیح دادم هیچکس رو نبینم حتی دوستای صمیمیم رو

الان مشکل من امتحان نیستتتت !!

ترس از برخوردِ واقعی با آدما دارم ، توانایی بر…

علیهِ عادت

اصلا آدم درس نخونی نیستم

هر وقت تصمیم گرفتم رو یه موضوع تمرکز کنم واقعا نتیجه فوق العاده شده ! پس این غرغرام از جهت تنبلی نیستتت به هیچ وجه !!

ترم قبل بعد از اونهمه فشار روانی و ترس و استرس که تو جون همه بود گفتن بچه های تحصیلات تکمیلی بیان امتحان حضوری بدن

ما هلک هلک پاشدیم رفتیم خوابگاه

ترم بالاییا کع پایان نامه بودن امتحان نداشتن

میموندیم ما ترم اولیا

کل مجتمع خوابگاهی ما ۴ نفرررررر زندگی میکرد (ساختمونای دیگه هم دانشجو بود ولی باهم برخورد نداشتیم )

یادمه من ناراحت میشدم کل لامپ ها روشنه تو ساختمون؛ هردفه از اتاق میرفتم بیرون خاموششون میکردم !

بعد چند روز یکی ازاون ۴ نفر گرخیده بود که جن داره خوابگاه میگف من هی لامپا رو روشن میکنم هی خاموشش میکنن

صدای نفس کشیدنامون میپیچیددددد حتا

کی جراااات داشت حموم بره

ایقد رفت و آمد نبود که اگر صدای پا میومد شروع میکردم صلوات فرستان

خلاصه فضا بشدت معنوی بود

و تو اون وضعیت امتحان هم میدادیم

الان باز شروعععع شد باز شروعععع شد

5
پایان