مرثیه‌ای برای کسی

تموم باغچه‌ی خونه‌ت پر از برگای رنگین بود

گمونم آخر آذر، خودِ پاییز غمگین بود

هوا ابری و سنگین بود همون عصری که تو مُردی

سفیده دفتر شعرم، تو شعرامو کجا بردی؟

گل بابونه‌ی ساده، گذشت عمر بهار تو

یه عالم خاک چندساله نشسته رو مزار تو

یه لحظه تو خیالاتم ولی پشت سرم بودی

کسی حال منو فهمید؟ تو مثل خواهرم بودی

هنوزم مادرت گاهی به یاد آرزوهاته

گلِ‌سرهاتو میشماره اگه دلتنگ موهاته

تو مترو، تو شلوغی‌ها حواسم پرت مردم شد

غمت افتاد از دستم یه جایی رو زمین گم شد

خودمم تازه فهمیدم میون صحبتم با تو

چقد بی‌معرفت بودم، چقد بی‌مِهرم... اما تو...

تو شعرامو کجا بردی؟ سفیده دفتر شعرم!

اینم شد خون‌بهای غصه‌های کمترِ شعرم

تو رو می‌بینمت حتما و شاید زود شاید دیر

تو رو می‌بینمت جایی که...... باغ سیب یا انجیر

0

بححح عالی
اینو بیشتر از دامن و کوزه و وو دوست داشتم‌

0

دامنو اینجوری نگو من اونو خیلی دوس دارم🙁

0

شوخی میکنم سید، اون آخریه که گذاشته بودی (اگه اشتباه نکنم) رو من بیشتر از همه دوست داشتم.

دامنو چون خانمی آب با کوزه آب میاره خیلی دوست داری؟

0

با کوزه آب میاره🤣
اون آخریه همون شهرزاده؟

0

به نظرم اگه یه چندسال اینجا زندگی کنی زندگی شاعریت یه تکون حسابی بخوره و حتی شعر گیلکی هم بگی =)

رفتم چک کردم، اول شهرزاد و بعدش چشم سیاه که اونجا هم دختر خان چایی میاره

0
he_sarv
حامد

@he_sarv

۱۴۰۵/۲/۲۸

شما دقت نمی‌کنی. من همیشه گفتم پدرزن پولدار مهمه. فلذا دخترِ خان می‌تونه گزینه باشه.

0
0 لایک0 بازنشر0 نقل‌قول

پاسخ‌ها (1)

خوش اومدی🙏🏻✨ پس هم زندگی خودت تکون میخوره هم زندگی شاعریت. 😂😂

0