" او با خیال و اوهام و رؤیا بیگانه است و در پی خلق مراتبی میان خدا و حیوان نیست، دنیای او در این دوران از فعالیت هنریش دنیایی است خالی از اوهام، و آثار او چون آب زلالاند و همچون آب نه مستی میآورند و نه رخوت، فقط همچون علم روشن و کامل و عینیاند و انسان را به اندیشه وامیدارند. خواننده در مقابل هنر او معقول و هوشیار میماند، در عالم رؤیا به پرواز درنمیآید، تلوتلو نمیخورد و شک نمیکند. بیخستگی و گامبهگام به راهنمایی دست ناپیدا و توانای هنرمند به قلهها صعود میکند و با هر گام افق دیدش وسعت میگیرد. وقایع به کندی صورت میگیرند، دوردستها به تدریج روشن میشوند، اما نه سرسامی بلکه با دقت حرکت عقربه ساعت "
جایی میان مقدمه کتابی
